الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

248

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

پيش آيد كه چرا قرآن نياز به تفسير مجمل و تبيين پيچيدگى داشته باشد در حالى كه براى فهم عموم و هدايت همگان نازل شده است ؟ در پاسخ اين سؤال بايد به دو نكته توجّه داشت : نخست اين كه قرآن مجيد كه در بر دارندهء قانون اساسى اسلام است نمىتواند تمام جزييات را در ظاهر تعبيراتش بيان كند ، اصول مسائل را القا مىكند و شرح و تبيين آن بر عهدهء پيامبر است . مثلا حكم وجوب نماز و حج و روزه و كمى از كليّات آنها در قرآن مجيد وارد شده و مىدانيم كه اين عبادات ، شرايط و اجزا و موانع و فروع زيادى دارد كه شرح هر يك از آنها در خور كتابى است و همچنين در مسائل مربوط به معاملات و قضا و شهادات و حدود و به طور كلى سياسات اسلامى ، كه همهء آگاهان مىدانند شرح و تبيين همهء اينها از حوصلهء يك يا چند كتاب بيرون است . ثانيا : نياز مردم به پيامبر براى تبيين پيچيدگيها و تفسير مجملات ، سبب ارتباط آنها با سنّت رسول اللّه مىشود ، همان ارتباطى كه آنها را در همهء زمينه‌ها هادى و راهگشاست و به تعبير ديگر قرآن همانند كتابى است كه شاگردان ، احساس مىكنند براى فهم آن در پاره‌اى از قسمتها نياز به معلّم دارند و پيوند آنها با معلّم ، حقايق زياد ديگرى را نيز براى آنها روشن مىسازد . حال سؤال در اين است كه آيا پس از رسول خدا ، اين معلّم الهى همچنان در ميان مسلمانان وجود دارد يا نه ؟ بدون شك بايد وجود داشته باشد و گرنه مشكلات ، باقى مىماند . و اينجاست كه ما معتقديم در هر عصر و زمان امام معصومى وجود دارد كه علم قرآن نزد اوست و او همان كسى است كه پيغمبر اكرم ( ص ) در روايت متواتر ثقلين از او به عنوان « عترت » ياد كرده و پيوندش را با قرآن تا دامنهء قيامت ناگسستنى دانسته است و فرموده : « انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابدا و انّهما لن يفترقا حتّى يردا